از خود خبرم چون نیست خوشنویسی نستعلیق شعر از حافظ فاش میگویم و از گفته خود دلشادم بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم خوشنویسی شکسته نستعلیق شعر از حافظ می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر خوشنویسی شکسته نستعلیق شعر از حافظ که نیست سینه ارباب کینه محرم راز خوشنویسی شکسته نستعلیق شعر از حافظ درد عشقی کشیده ام که مپرس خوشنویسی شکسته نستعلیق شعر از حافظ هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق خوشنویسی نستعلیق شعر از حافظ چه شد در من نمیدانم فقط دیدم پریشانم خوشنویسی شکسته نستعلیق سعدی غم نیستی ندارد جان دادن عاشقان نجات است خوشنویسی شکسته نستعلیق شعر از سعدی از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر خوشنویسی شکسته نستعلیق شعر از حافظ در جشن طلوع صبح در باغ وجود آن گل که به روی صبح خندید تویی خوشنویسی شکسته نستعلیق شعر از مولانا مشاهده همه