تاجر جوان گیج و گیج به فلش های کشیده شده با گچ روی دیوار سیمانی نگاه می کند تاجر به دنبال فلش در جهت های مختلف اشاره کرد تاجر جوان گیج و گیج که به پیکان های پیچ خورده زیادی روی دیوار سیمانی نگاه می کند تاجر موفق در مقابل هزارتوی جدا شده مفهومی در مورد راه حل ساده مرد جوان تاجر در مقابل یک دیوار بتنی که دو فلش را نشان می دهد تاجر گیج که به هزارتو نگاه می کند تاجر جوان گیج و گیج که از میان هزارتو به فلش قرمز نگاه می کند مرد جوان تاجر در مقابل یک دیوار بتنی که دو فلش را نشان می دهد یک فروشنده مشکوک نمی تواند با فلش های روتاری خمیده و سؤالات کشیده شده روی دیوار شهری راه حل مسئله را پیدا کند نمای بالای تاجری که در مقابل پسزمینه جهتها ایستاده است نمایش همه
بازرگان خوش تیپ ایستاده در مقابل یک دیوار با گچ کشیده شده فلش تاجر موفق در مقابل هزارتوی پیچیده یک فروشنده جوان ایستاده پشت خود را به سایه عنکبوت خود را بازتاب در مفهوم دیوار تاجر جوانی که کاغذی با هزارتویی روی آن در جلوی سرش نگه داشته است مرد تجاری که به طرح علامت سوال روی دیوار نگاه می کند مرد کسب و کار جدی ایستاده در کف آجر خاکستری و چیزی در مورد مفهوم تصمیم گیری یک تاجر خوش قیافه با کیفی که در مقابل ورودی لابیرنت سفید ایستاده و در حال تصمیم گیری است مرد کسب و کار در جدول سفید با لپ تاپ سفید در پس زمینه سفید نشسته است جوان برون رفت از کسب و کار انتخاب بین دو جهت نشان داده شده توسط فلش های سیاه و سفید یک کارمند جوان مخالف و بحث با رئیس مفهوم شرمنده یک دست بزرگ اشاره به تاجر گفت که نه نمایش همه