سرش را به هم بزنید یک بازرگان غمگین به نظر می رسد در حالی که به یک توپ بزرگ آهن با زنجیره ای به مچ پا خود را زدن مرزها و مشکلات راه پیش رو نداریم بوروکراسی محدود می شود مفهوم شکست یک تاجر مفهوم استرس با خوابیدن تاجر روی لپ تاپ در انتظار منفجر شدن مرد تاجر خشم و شعله ور شدن در سر کارگر غمگین در یک اداره مفهوم استرس با تاجر خوابیده روی لپ تاپ شکست یک تاجر پرتره نزدیک مرد جوان تاجر دست روی سر با سردرد بد پسزمینه جدا شده از درختان بیرون احساسات منفی انسان احساسات بیان صورت نمایش همه
مفهوم استرس با وسایل در سر یک تاجر تاجر بدبین در تجارت فشار تاجری که بین مثبت یا منفی بودن سرگردان است تاجر با مشکلات اقتصادی برای بحران تاجر خسته که روی میز اداری خوابیده است بدهی های بی پایان حفاظت از فاجعه مشکلات اقتصادی و بحران مالیات و بحران نمایش همه