همه عمر برندارم سر از این خمار مستی که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش
وکتور وکتور کمیک رترو پاپ آرت بچه در حال زمزمه شایعات یا راز با دوستش بچه ها با هم صحبت می کنند حباب گفتار
پرتره نزدیک که با دقت به مکالمه کسی گوش می دهد زن فضول دست به گوشش به نظر متعجب به نظر می رسد که از چیزی که در پس زمینه سبز روشن جدا شده بود احساسات انسانی