نزدیک از پرستار که بازوی مرد را قبل از آزمایش خون ضدعفونی می کند مردی روی صندلی نزدیک مجموعه پزشکی نشسته است
ابزار جراحی بر روی میز میز گروه جراحان در بیماران مبتلا به پس زمینه در تئاتر جراحی ابزار پزشکی فولادی آماده استفاده می شود مفهوم جراحی و اورژانس
دست پرستاری که قصد جراحی را برای گروهی از جراحان در بستری بیمار جراحی در تئاتر جراحی می گیرد ذرات پزشکی فولادی آماده استفاده مفهوم جراحی و اورژانس
دستیار در دستکش های پزشکی نگه داشتن یک اسکنر ارسال به دست جراح برای شروع کار در اتاق عمل تیم جراحی واقعی در اتاق عمل جراحان انجام جراحی در اپراتور