حافظ شکسته نستعلیق راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد شعری بخوان که با او رطل گران توان زد بر آستان جانان گر سر توان نهادن گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد شکسته نستعلیق شعر حافظ در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم نخفتهام ز خیالی که میپزد دل من خمار صدشبه دارم شرابخانه کجاست شکسته نستعلیق شکسته نستعلیق در نمازم خم ابروی تو در یاد آمد شکسته نستعلیق سیاه مشق خوشنویسی شکسته نستعلیق درهم نویسی بی همگان به سر شود بی تو بسر نمیشود شکسته نستعلیق مولانا شکسته نستعلیق شکسته نستعلیق شعر سعدی شکسته نستعلیق یدالله کابلی خوانساری زین همرهان سست عناصر دلم گرفت نمایش همه
چهار قل یدالله کابلی خوانساری شکسته نستعلیق شکسته نستعلیق رضامقدم شکسته نستعلیق شکسته نستعلیق دیوان حافظ تَبَارَكَ الَّذِي بِيَدِهِ الْمُلْكُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿۱﴾. بزرگوار [و خجسته] است آنكه فرمانروايى به دست اوست و او بر هر چيزى تواناست این چه شوریست که در دور قمر میبینم همه آفاق پر از فتنه و شر میبینم شکسته نستعلیق دیوان حافظ انه هو السمیع العلیم استاد امیرخانی چهل تکه خوشنویسی اسرافیل شیرچی ناد علیا مظهر العجایب رضا مقدم نمایش همه