ما خود شکسته ایم چه باشد شکست ما شعر از سعدی خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش در مذهب ما هرچه بجز دوست حرام است گر خود همه ذوق طلب اوست حرام است نظارهی هر دیده که پرورده به خون نیست زان دیده تماشای رخ دوست حرام است خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش الله الله تو فراموش مکن صحبت ما را شعر از سعدی خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش صلح است میان کفر و اسلام با ما تو هنوز در نبردی شعر از سعدی خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش در مذهب ما هرچه بجز دوست حرام است گر خود همه ذوق طلب اوست حرام است نظارهی هر دیده که پرورده به خون نیست زان دیده تماشای رخ دوست حرام است خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش بخت ما ساییدهاند و سرمهدان پُر کرده اند شعر از طالب آملی خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش با جمله ما خوشیم ولی با تو خوشتریم شعر از مولانا خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش ای خدا ای فلک ای طبیعت شام تاریک ما را سحر کن شعر از ملک الشعرا بهار خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش ما بی غمان مست دل از دست دادهایم شعر از حافظ خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش ای خدا ای فلک ای طبیعت شام تاریک ما را سحر کن شعر از ملک الشعرا بهار خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش نمایش همه
ما همچو خسی بر سر دریای وجودیم شعر از هوشنگ ابتهاج خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش ای خدا ای فلک ای طبیعت شام تاریک ما را سحر کن خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش آتش افتاده به نیزار ملالیم ما عاشق نوریم و سروریم و صفاییم خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت دایما یکسان نباشد حال دوران غم مخور خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش من ناگزیر خویشتنم بی ره گریز هرگز کسی مباد چون من مبتلای خود خوشنویسی شکسته نستعلیق شعر از حسین منزوی اثر احسان رسول منش غلام همت آنم که زیر چرخ کبود ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزادست شعر از حافظ خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش آزمودم دل خود را به هزاران شیوه هیچ چیزش بجز از وصل تو خشنود نکرد شعر از مولانا خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش بشنو از نی چون حکایت میکند از جداییها شکایت میکند کز نیستان تا مرا ببریدهاند در نفیرم مرد و زن نالیدهاند سینه خواهم شرحه شرحه از فراق تا بگویم شرح درد اشتیاق من به هر جمعیتی نالان شدم جفت بدحالان و خوشحالان شدم هر کسی از ظن خود شد یار من از درون من نجست اسرار من شعر از مولانا خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش بشنو از نی چون حکایت میکند از جداییها شکایت میکند کز نیستان تا مرا ببریدهاند در نفیرم مرد و زن نالیدهاند سینه خواهم شرحه شرحه از فراق تا بگویم شرح درد اشتیاق من به هر جمعیتی نالان شدم جفت بدحالان و خوشحالان شدم هر کسی از ظن خود شد یار من از درون من نجست اسرار من شعر از مولانا خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش نمایش همه