بگذار همچون آینه در خدمتت باشم شعر از حسین منزوی خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش بگذار همچون آینه در خدمتت باشم شعر از رهی معیری خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش نیازمندی من در قلم نمیگنجد قیاس کردم و ز اندیشهها و راست هنوز شعر از سعدی خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش من ذره بُدم ز کوه بیشم کردی شعر از مولانا خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش چیست این سقف بلند ساده ی بسیار نقش زین معما هیچ دانا در جهان آگاه نیست شعر از حافظ خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش حاصل دور زندگی صحبت آشنا بود خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش با جمله ما خوشیم ولی با تو خوشتریم شعر از مولانا خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش هر چیز که در جستن آنی آنی شعر از مولانا خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش من آن توام مرا به من باز مده شعر از مولانا خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش عمارت کن مرا آخر که ویرانم به جان تو شعر از مولانا خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش نمایش همه
عقل را دیوانه کردی عاقبت شعر از فیض کاشانی خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش ای کاش سحر ناید و خورشید نزاید کامشب قمر این جا قمر این جا قمر اینجاست شعر از شهریار خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش ای کاش سحر ناید و خورشید نزاید کامشب قمر این جا قمر این جا قمر اینجاست شعر از شهریار خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش یَا مُقَلِّـبَ الْقُلُـوبِ وَ الْأَبْـصَارِ یَا مُـدَبِّـرَ اللَّیْـلِ وَ النَّـهَارِ یَا مُحَــوِّلَ الْحَـوْلِ وَ الْأَحْـوَالِ حَـوِّلْ حَالَنَــا إِلَی أَحْسَـنِ الْحَـالِ دعای سال تحویل خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش بشنو از نی چون حکایت میکند از جداییها شکایت میکند کز نیستان تا مرا ببریدهاند در نفیرم مرد و زن نالیدهاند سینه خواهم شرحه شرحه از فراق تا بگویم شرح درد اشتیاق من به هر جمعیتی نالان شدم جفت بدحالان و خوشحالان شدم هر کسی از ظن خود شد یار من از درون من نجست اسرار من شعر از مولانا خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش عقل را دیوانه کردی عاقبت شعر از فیض کاشانی خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش بشنو از نی چون حکایت میکند از جداییها شکایت میکند کز نیستان تا مرا ببریدهاند در نفیرم مرد و زن نالیدهاند سینه خواهم شرحه شرحه از فراق تا بگویم شرح درد اشتیاق من به هر جمعیتی نالان شدم جفت بدحالان و خوشحالان شدم هر کسی از ظن خود شد یار من از درون من نجست اسرار من شعر از مولانا خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود تعبیر رفت و کار به دولت حواله بود آن نافه مراد که میخواستم ز بخت در چین زلف آن بت مشکین کلاله بود بر طرف گلشنم گذر افتاد وقت صبح آن دم که کار مرغ سحر آه و ناله بود شعر از حافظ خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش گر تیغ برکشد که محبان همی زنم اول کسی که لاف محبت زند منم شعر از سعدی خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش ای خدا ای فلک ای طبیعت شام تاریک ما را سحر کن شعر از ملک الشعرا بهار خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش نمایش همه