آن یار کز او خانه ما جای پری بود سر تا قدمش چون پری از عیب بری بود خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه دیده را فایده آن است که دلبر بیند. ور نبیند چه بود فایده بینایی را. خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه فلک ای دوست به بند است چو نخجیر ترا کی تواند که کشد چرخ به زنجیر ترا. خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است. خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه یک کوه ایمان مرا چون که برده است آن چشم های نا مسلمان تو از من. خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه هنر آزادی است و هنرمند آزاده بی مرز در هنر خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه همه عمر برندارم سر از این خمار مستی که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی. خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه شب است و مادران شهر غمناک. هزاران گل شکفت و خفت بر خاک. خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است. حصار خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه همیشه تخته تعلیم روبروی من است. خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه نمایش همه
هان مشو نومید! چون واقف نه ای از سر غیب باشد اندر پرده، بازیهای پنهان، غم مخور. خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه کاری ندارم کجایی چه میکنی بی عشق سر مکن که دلت پیر میشود. شعر از قیصر امین پور. خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه نام من عشق است آیا میشناسیدم. خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه چه کسی گریه های کوه ها را دیده است وقتی ابرها کفن هایشان را از تن باز می کنند. خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه مرد را دردی اگر باشد خوش است. درد بی دردی علاجش آتش است. خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه روزگار ار نه مرادم دهد از چرخ فلک رقص نو سازم و خود چرخه شوم گرد مراد. مراد دل خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه فراق از عمر من می کاهد ای نامهربان رحمی. خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه زين در كجا رويم كه ما را به خاك او ، خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو. خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه مقدار یار همنفس چون من نداند هیچکس. ماهی که بر خشک اوفتد قیمت بداند آب را. همنفس خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه نمایش همه