آب حیوان تیره گون شد، خضر فرخ پی کجاست. خون چکید از شاخ گل، ابر بهاران را چه شد. خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه چه کسی گریه های کوه ها را دیده است وقتی ابرها کفن هایشان را از تن باز می کنند. خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه دیده را فایده آن است که دلبر بیند. ور نبیند چه بود فایده بینایی را. خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه اشکم ولی غزل ها شد برایت گریه کردم قلم در دست میرقصید در این دل چه بلوا شد. خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه کاری ندارم کجایی چه میکنی بی عشق سر مکن که دلت پیر میشود. شعر از قیصر امین پور. خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم. خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه نفس، کز گرمگاه سینه می آید برون، ابری شود تاریک چو دیوار ایستد در پیش چشمانت نفس کاین است، پس دیگر چه داری چشم. خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه چیستی ای عشق ابلیسی پری هستی که ای کایـن همه جادوگری در کار دنیا کرده ای. جرعه ای در جام جان ریز از سبوی لطف خویش. تا جهان داند چه اعجازی هویدا کرده ای. خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه خنک آن قماربازی که بباخت آن چه بودش. بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر. قمارباز خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه نمایش همه
کاش میمردم و آن چشم ترت را لیلا آن شب سرد که بوسید سرت را لیلا خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه بنگرید این کشتزاران را که مزدوران تان روز و شب با خون مردم آبیاری می کنند. خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه بازآی و دل تنگ مرا مونس جان باش وین سوخته را محرم اسرار نهان باش خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه خدا حافظ ای داغ بر دل نشسته تو تنها نمیمانی ای مانده بی من تو را میسپارم به دل های خسته. خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه خوش داشت آدمی را شیدا بیافریند خوش داشت آدمی را ویلان کوه و صحرا یا در شلوغی شهر تنها بیافریند. خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه چونکِ بیداری از آزادیِ ما سهمی نبُرد لاجَرَم افسرده خود را گیر خواب انداختیم. خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه خداحافظ ای داغ بر دل نشسته خداحافظ ای همنشین همیشه تو تنها نمیانی از مانده بی من تو را میسپارم به دل های خسته. خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه كو محرمی تا حرمت تهایی ام را بشكند شاید حریم سینه ی سودایی ام را بشكند. خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه ای خدا این وصل را هجران مکن سرخوشان عشق را نالان مکن. خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه مقدار یار همنفس چون من نداند هیچکس. ماهی که بر خشک اوفتد قیمت بداند آب را. همنفس خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه نمایش همه