در مذهب ما هرچه بجز دوست حرام است گر خود همه ذوق طلب اوست حرام است نظارهی هر دیده که پرورده به خون نیست زان دیده تماشای رخ دوست حرام است خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش
تصاویر مشابه «مقصود تویی شعر از شیخ بهایی خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش»
تعداد 3,768 تصویرکد تصویر 1574758-
در مذهب ما هرچه بجز دوست حرام است گر خود همه ذوق طلب اوست حرام است نظارهی هر دیده که پرورده به خون نیست زان دیده تماشای رخ دوست حرام است خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش
-
یَا مُقَلِّـبَ الْقُلُـوبِ وَ الْأَبْـصَارِ یَا مُـدَبِّـرَ اللَّیْـلِ وَ النَّـهَارِ یَا مُحَــوِّلَ الْحَـوْلِ وَ الْأَحْـوَالِ حَـوِّلْ حَالَنَــا إِلَی أَحْسَـنِ الْحَـالِ دعای سال تحویل خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش
-
بشنو این نی چون شکایت میکند از جداییها حکایت میکند مولانا خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش
-
چه نیکبخت کسانی که با تو همسخنند سعدی خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش
-
من از این بند نخواهم به در آمد همه عمر خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش
-
طریقی بهتر از مهر و وفا نیست خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش
-
ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش
-
من نیز چو خورشید دلم زنده به عشق است خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش
-
بگذار همچون آینه در خدمتت باشم خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش
-
بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست بگشای لب که قند فراوانم آرزوست مولانا خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش
-
مردمان در من و حیرانی من حیرانند من در آنکس که تو را بیند و حیران نشود حیرانم امیرخسرو دهلوی خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش
-
در مذهب ما هرچه بجز دوست حرام است گر خود همه ذوق طلب اوست حرام است نظارهی هر دیده که پرورده به خون نیست زان دیده تماشای رخ دوست حرام است خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش
-
من در اندیشه آنم که روان بر تو فشانم خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش
-
بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار سعدی خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش
-
طریقی بهتر از مهر و وفا نیست خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش
-
ای خدا ای فلک ای طبیعت شام تاریک ما را سحر کن خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش
-
تو مرا جان و جهانی خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش
-
همه عمر برندارم سر از این خمار مستی که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش
-
تنم بپوسد و خاکم به باد ریزه شود هنوز مهر تو باشد در استخوان ای دوست سعدی خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش
-
یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش
-
تا ابد از دوست سبز و تازهایم او بهاری نیست کو را دی رسد خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش
-
سحر با باد میگفتم حدیث آرزومندی خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی شاعر حافظ شیرازی خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش
-
در میان این همه غوغا و شر عشق یعنی کاهش رنج بشر مجتبی کاشانی خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش
-
دلی دیرُم که بهبودش نمیبو باباطاهر خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش
-
اندر دل من درون و بیرون همه اوست مولانا خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش
-
آتش افتاده به نیزار ملالیم ما عاشق نوریم و سروریم و صفاییم خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش
-
سرو خرامان منی ای رونق بستان من خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش
-
مرا عهدیست با شادی که شادی آن من باشد مولانا خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش
-
من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشت از اهل بهشت کرد یا دوزخ زشت جامی و بتی و بربطی بر لب کشت این هر سه مرا نقد و تو را نسیه بهشت خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش
-
خوشنویسی شکسته نستعلیق عشق آن حدیث نیست که از دل برون شود اثر احسان رسول منش
-
صحبت یار عزیز حاصل دور بقاست یک دمه دیدار دوست هر دو جهانش بهاست سعدی خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش
-
بند همه غمهای جهان بر دل من بود در بند تو افتادم و از جمله برستم سعدی خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش
-
آری شود ولیک به خون جگر شود خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش
-
خوشا به بخت بلندم كه در كنار منى خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش
-
به پیر میکده گفتم که چیست راه نجات بخواست جام می و گفت عیب پوشیدن حافظ خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش
-
خوشنویسی شکسته نستعلیق سیاه نامهتر از خود کسی نمیبینم چگونه چون قلمم دود دل به سر نرود اثر احسان رسول منش
-
مرا عهدیست با شادی که شادی آن من باشد مولانا خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش
-
چیست این سقف بلند ساده ی بسیار نقش زین معما هیچ دانا در جهان آگاه نیست حافظ خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش
-
طریقی بهتر از مهر و وفا نیست خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش
-
طریقی بهتر از مهر و وفا نیست خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش
-
من اختیار خود را تسلیم عشق کردم خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش
-
امیدوار چنانم که کار بسته برآید خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش
-
مقصود من این است که دیدار تو بینم خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش
-
من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشت از اهل بهشت کرد یا دوزخ زشت جامی و بتی و بربطی بر لب کشت این هر سه مرا نقد و تو را نسیه بهشت خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش
-
رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش
-
بشنو این نی چون شکایت میکند از جداییها حکایت میکند مولانا خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش
-
مقصود من این است که دیدار تو بینم خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش
-
گفتی که از نهان دلت باخبر نیام تو در دلی کدام نهان بر تو فاش نیست طالب آملی خوشنویسی شکسته نستعلیق با تذهیب اثر احسان رسول منش
-
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت دایما یکسان نباشد حال دوران غم مخور خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش
-
خوش آنکه نگاهش به سراپای تو باشد خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش
-
تبسم های شیرین تورا با بوسه خواهم چید. شعر از فریدون مشیری. خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه
-
بگذار همچون آینه در خدمتت باشم شعر از رهی معیری خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر احسان رسول منش
-
چون پرسم از پناهی پشتی و تکیه گاهی آغوش مهربانت، خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه
-
کاری ندارم کجایی چه میکنی بی عشق سر مکن که دلت پیر میشود. شعر از قیصر امین پور. خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه
-
بشنو از نی چون حکایت می کند. از جدایی ها شکایت می کند. خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه
-
در طریق عشقبازی امن و آسایش بلاست. ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی. خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه
-
نام من عشق است آیا میشناسیدم. خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه
-
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی. خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه
-
شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَىٰ وَالْفُرْقَانِ ماه مهمانی خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه
-
تو گرد دلم گردان من گرد درت گردان. در دست تو در گردش سرگشته چو پرگارم خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر استاد یوسف کله جاهی
-
ای خدا این وصل را هجران مکن سرخوشان عشق را نالان مکن خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر استاد یوسف کله جاهی
-
بهار خوشنویسی نستعلیق شکسته اثر ذبیح الله لولویی مهر
-
هان مشو نومید! چون واقف نه ای از سر غیب باشد اندر پرده، بازیهای پنهان، غم مخور. خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه
-
بلغ العلی بکماله کشف الدجی بجماله خوشنویسی نستعلیق شکسته اثر ذبیح الله لولویی مهر
-
اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر استاد یوسف کله جاهی
-
خوشنویسی نستعلیق شکسته با اين غروب از غم سبز چمن بگو اثر ذبیح الله لولویی مهر
-
غلام، دوست بود سر بر آستان علی نخفته است یكی میر تاجدار اینجا. خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه
-
من از افسون چشمت مست و او از بوی گیسویت. خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه
-
خوشنویسی نستعلیق شکسته اندک اندک جمع مستان میرسند اندک اندک می پرستان میرسند شعر از مولانا کاغذ آهار مهره دست ساز تذهیب و حاشیه طلایی اثر ذبیح الله لولویی مهر
-
همه عمر برندارم سر از این خمار مستی که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی. خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه
-
نت هایم شبیه تار موهای توست، پریشان و آزرده. پریشانی خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه
-
صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم. خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه
-
کمند مهر چنان پاره کن که گر روزی. شوی ز کرده پشیمان به هم توانی بست. خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه
-
رب اشرح لي صدري و يسر لي امري کاغذ آهار مهره دست ساز خوشنویسی نستعلیق شکسته اثر ذبیح الله لولویی مهر
-
شفیع خوشنویسی نستعلیق شکسته اثر ذبیح الله لولویی مهر
-
ای ز عشقت عالمی ویران شده قصد این ویرانه کردی عاقبت خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر استاد یوسف کله جاهی
-
چونکِ بیداری از آزادیِ ما سهمی نبُرد لاجَرَم افسرده خود را گیر خواب انداختیم. خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه
-
شب است و مادران شهر غمناک. هزاران گل شکفت و خفت بر خاک. خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه
-
نی حدیث راه پر خون میکند. قصههای عشق مجنون میکند. خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه
-
ناکرده گنه در این جهان کیست بگو وآن کس که گنه نکرد چون زیست بگو. خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه
-
خوشنویسی نستعلیق شکسته در من کسی آهسته میگرید سایه اثر ذبیح الله لولویی مهر
-
سیاه مشق چیدمان کلمات خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه
-
نیست در عالم ز هجران تلخ تر هرچه خواهی کن ولیکن آن مکن خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر استاد یوسف کله جاهی
-
سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو خوشنویسی نستعلیق شکسته اثر ذبیح الله لولویی مهر
-
بسر سودای آغوش تو دارم. خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه
-
دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است. حصار خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه
-
پر کن قدح باده که معلومم نیست وین دم که فرو برم برآرم یا نه. قدح باز خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه
-
خوشنویسی نستعلیق شکسته ای آفتاب آینه دار جمال تو شعر از حافظ اثر ذبیح الله لولویی مهر
-
در پردهٔ دل خیال تو رقص کند من رقص خوش از خیال تو آموزم خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر استاد یوسف کله جاهی
-
ارغوان شاخه همخون جدا مانده من. خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه
-
درد خوشنویسی نستعلیق شکسته اثر ذبیح الله لولویی مهر
-
چشمت غزل حضرت حافظ دارد. خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه
-
درخت یادگاری باز هم بالنده خواهد شد که عشق از کُندهٔ ما یادگاری تازه خواهد یافت. مدار محبت خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه
-
خوشنویسی نستعلیق شکسته چه سود از این سکوت و آه از این صبوری اثر ذبیح الله لولویی مهر
-
خوش است خوشنویسی نستعلیق شکسته اثر ذبیح الله لولویی مهر
-
هوا دلگير ، درها بسته ، سرها در گريبان ، دستها پنهان نفسها ابر ، دلها خسته و غمگين درختان اسكلتهاي بلور آجين زمين دلمرده ، سقف آسمان كوتاه غبار آلوده مهر و ماه خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه
-
من همه در حکم توام تو همه در خون منی گر مه و خورشید شوم من کم از آنم که تویی خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر استاد یوسف کله جاهی
-
چیستی ای عشق ابلیسی پری هستی که ای کایـن همه جادوگری در کار دنیا کرده ای. جرعه ای در جام جان ریز از سبوی لطف خویش. تا جهان داند چه اعجازی هویدا کرده ای. خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه
-
چه کسی گریه های کوه ها را دیده است وقتی ابرها کفن هایشان را از تن باز می کنند. خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه
-
دنیا نیرزد آنکه پریشان کنی دلی. زنهار بد مکن که نکردست عاقلی. خوشنویسی شکسته نستعلیق اثر رحیم دودانگه
